پيشپاافتادهمان؟ آيا نوآوريها و نوجوييهاي يا اصرارهاي معمول و مكررمان. چقدر تلخ است تکرار اين رنج كه بهانه توقيفمان بيبها بوده است.
در همين حال، به دست خود به شدت بر عوامل خطر افزودهايم. براي اينکه از بهانهجوييهاي احتمالي اندکي بکاهيم به رأي و دست خويش همکاراني را به سانسور نوشتهها گماردهايم تا از منظر مبهم و کشفناپذير توقيفکنندگان به نوشتههامان بنگرند و بر آنها خط قرمز بکشند. اين گونه نه تنها بر عصبيت تحريريه، کدورت بي دليل و سرخوردگي ميان خود دامن زدهايم، بلکه نگاه دقيق، قدرت تجزيه و تحليل، روحيه تلاش براي جستوجوگريهاي روزنامهنگارانه را نيز در خويش کشتهايم. مهمتر، به شيوهاي خوار کننده و غير انساني مقام يک روزنامهنگار با تجربه را به «سانسورچي» تنزل دادهايم.
با وجود توقيفها و نارواييها بايد بياموزيم و بدانيم راه روزنامهنگاري مستقل و آزاد هموار نيست. در روزنامهنگاري حرفهاي، هر يک از توليدکنندگان، از خبرنگاران تا دبيران، معاونان سردبير و سردبيران، خود را آخرين حلقه انتشار ميدانند و به هيچ روي از دقت و اطمينان يافتن از درستي آنچه مينگارند يا عبور ميدهند فروگذار نميكنند. آنچه به سخن روزنامهنگاران حرفهاي استحکام ميبخشد، دقت، توازن و انصاف است و آنچه به آنها آرامش ميبخشد، دانش و احاطه به موضوعات است. آنان هيچ صفحه، مطلب و حتي کلمهاي را پوشال صفحات سياسي حزبي نميانگارند. بپذيريم كه به اين آموزش بهاي كافي ندادهايم و به كمك هم بكوشيم بر اين ضعف فائق آئيم.
اين وظيفه روزنامهنگاران است که به کژرفتاريها بپردازند. روزنامه نگاري بدون چنين قاعدهاي از معنا تهي است. اين کار در هر جامعهاي خطرات خود را دارد. در فضاي به غايت سياستزده کشور ما، توقيف نشرياتي كه همه موازين و دقتهاي حرفهاي را رعايت ميكنند گرچه ممکن، اما دشوارتر و مستلزم پرداخت تاوان سنگينتر از سوي توقيف کنندگان است.
حسن نمكدوست تهراني - 21 مرداد 86